بيست و يك سال از عروج ملكوتي «روح خدا» گذشت. اين 21 سال اگر چه بدون همراهي ظاهري امام (ره) سپري شد؛ اما جاي خوشوقتي است كه بدون انديشه حكومتي و توجه به رهنمودهاي ايشان نبوده است. خلف صالح امام(ره) - همو كه امام خورشيد انقلابش ناميد- در اين بيست و يك سال به وعدهاي كه در باز خواني وصيتنامه الهي ـ سياسي امامش به هنگام سوگند ولايت مداري به ملت امام دوست ايران داد، به درستي و به جد جامه عمل پوشاند. از اين رو حتي يك لحظه از تاييد راه امام و خط واقعي امام کوتاه نيامد و آني از رد تحريفات در انديشه امام به اسم خط امام و مبارزه با ميراث خواران امام ترديد نكرد. بزرگترين شاهد اين مدعا، مديريت بحران و عملكرد ولايي مقام معظم رهبري در مواجه با بزرگترين فتنه انقلاب، يعني رويدادهاي تلخ پس از انتخابات دهم رياست جمهوري و خدشه به حماسه ملي ـ اسلامي 22 خرداد 88 ميباشد. نگاهي به ابعاد و زواياي «فتنه عميق» سال گذشته و تيپ لوژي افراد محوري فتنه كه مسبوق به سابقه همراهي امام هم بودهاند، نشان ميدهد كه مهار و كنترل اين فتنه عميق جزء از كسي كه با امام زندگي كرده و با انديشههاي او انس و الفتي شبانهروزي داشته، ساخته نبود. با اين حال دشمنان انقلاب، امام و مقام معظم رهبري در شرايط فعلي اگر چه دشمني خود با امام را در دل پنهان ميكنند ولي در ظاهر به گونهاي رفتار مينمايند كه گويي طرفدار امام (ره) هستند و با پيچيدگيهاي رفتاري و گفتاري قصد دارند اين نكته را به جامعه القاء نمايند كه «راه و آرمان امام خميني چيزي غير از عملكرد و رويكرد نظام در شرايط فعلي است.» مروري بر مواضع سران جريان فتنه سبز و جذب افرادي كم مايه از بيت امام به اردوگاه خود و ابراز مواضعي همسو با جريان فتنه از سوي آنها به اين شبهه بيشتر دامن ميزند.
در پاسخ به اين شبهه ملاحظه و تامل در نكات ذيل ميتواند راهگشا باشد.
1- داشتن ملاك و معياري ثابت، روشن و قابل استناد براي مقايسه تطبيقي دو ديدگاه كلان سياسي، اجتماعي و علمي امري بديهي و عقلاني است. حال اگر مواضع، عملكردها و انديشههاي امام خميني را به عنوان ملاك و معياري براي مقايسه انديشه طرفداران انقلاب و مخالفين آن در نظر بگيريم، ميتوانيم به تبيين تفاوت و تمايزهاي دو جريان عمده امروز جامعه خودمان پي ببريم. مخالفين انقلاب و سران جريان فتنه در حالي دم از «خط امام» و پاسداشت انديشه وميراث امام ميزنند كه در عمل به هيچكدام از آنها پابند نيستند. رفتار امام با جريانات فتنه و مخالفين نظام اسلامي در طول تاريخ ده ساله حكومت الهي آن ابرمرد تاريخ در دسترس همگان ميباشد. چگونه است كساني براي سالها با امضاي مفاد همين قانون اساسي كه در آن التزام به «ولايت مطلقه فقيه» و رهبري جامعه اسلامي شرط شرعي مسئوليت پذيري تلقي شده، به مناصب بالاي حكومتي در نظام رسيدند و آن هنگام قانون را عزيز مي دانستند، ولي اكنون كه باز به حكم همان قانون و انتخاب مردم از راهيابي به آن مناصب بازماندهاند، نظام، رهبري جامعه اسلامي و مردم را به انواع اتهامها متهم ميسازند و اصرار دارند كه در عمل و گفتار بگويند ولايت فقيه را قبول ندارند؟
2- سلوك سياسي و اجتماعي رهبري معظم انقلاب با جريانات فتنه و مخالف مگر جز به روش امام بوده است؟! امام راحل به طور كلي در مديريت امنيتي و سياسي امور جامعه و مهار حوادث سياسي فرآيند ذيل را ميپيمودند؛ اولاً در مواجهه با مسايل فتنه انگيز دست به تبيين و روشنگري ابعاد و زواياي آن براي مردم ميزدند ثانياً تلاش مينمودند عوامل دخيل درحوادث را براي پايان بخشيدن به آن اقناع نمايند و از اين رو شروع به نصيحت و توصيه مينمودند و پس از آن مجال و فرصتي را براي بازگشت آنها به دامن انقلاب ايجاد ميكردند اما اگر اين مراحل در اصلاح رفتار چالشگران كار ساز نبود، با افراد درگير در مسئله نسبت به پيامدهاي عدم تصحيح رفتارشان اتمام حجت ميكردند و در مرحله آخر كه بيم آسيب اقدامات فتنه گران و چالشگران به خطوط قرمز و ارزشهاي حياتي نظام اسلامي را احساس ميكردند، برخورد شديد و جدي با عاملان و چالشگران را در دستور كار قرار ميدادند. نگاهي به فرايند مديريت و كنترل بحرانهايي چون قضييه ليبرالها و منافقين، بازرگان، بني صدر، فتنه حزب خلق مسلمان و شريعتمداري و بركناري قاطعانه منتظري از قائم مقامي رهبري مؤيد الگوي فوق است. حال مقام معظم رهبري نيز با نصب العين قرار دادن الگوهاي رفتاري استاد بزرگوار و مرشد كاملش در مديريت بيست ساله خود بر انقلاب اسلامي و مهار جريانات چالشگر پا جاي پاي امام خميني گذاشتهاند. از اين رو ملاحظه ميشود با وجود تشديد اقدامات جريان فتنه، مقام معظم رهبري با قصد باز گردانيدن آنها به چرخه نظام دست به روشنگري ميزنند؛ به نصيحت افراد (از هر دو جناح) ميپردازند، جلسه خصوصي با نامزد شكست خورده انتخابات براي شنيدن حرفهاي آنها ميگذارند، از طرق مختلف از جمله تمديد زمان شوراي نگهبان براي رسيدگي به شكايات را در دستور کار قرار ميدهند. در حالي كه جريانات فتنه اقدامات هتكانه انجام ميدهند و در روز قدس، دانش آموز و عاشورا به آرمانهاي اسلام، امام و نظام پشت مينمايند.
3- نكته پاياني اين است كه مردم در ساز و كارهاي مديريتي امام و مقام معظم رهبري نقش كليدي و محوري دارند. زيرا مردم از منظر انديشه اين بزرگواران صاحبان اصلي انقلابند و به دليل همين اتکاي به مردم است که مديريت بحران امام و رهبري از كارآمدي بالايي برخوردار است. در حالي كه سران جريان فتنه، مردم را به گروههاي چند هزار نفري كه به تحريک سران داخل و خارج نشين فتنه به ارزش هاي انقلاب و امام توهين كردند و در روز عاشورا به حرمت شكني پرداختند، منحصر ميدانند. سران فتنه هيچ گاه نخواستند به ارزش كمي و كيفي بيش از 60 درصد آرا مردمي كه به رقيب انتخاباتي آنها رأي دادند، پي ببرند و هيچ گاه نخواستند به تحليل اين نكته آشكار سياسي بپردازند كه چرا به موازات تند و راديكال شدن شعارها و هنجار شكنيهاي سران فتنه و دخالتهاي استكبار با تمام ايادياش، از حضور به اصطلاح حمايت آميز مردم به نفع آنها در کف خيابانها كاسته شد؟ به گونهاي كه در تجمعات اعلامي بعدي اين حضور به سختي ميدان مشخص شده را پر ميكرد و از اين رو به اين اقدام ها پايان دادند. زيرا مردم به درستي به اصول ثابت انديشههاي امام خميني و پيگيري آن در انديشههاي نايب اش امام خامنهاي پي بردهاند و به جد اعتقاد دارند كه راه مقام معظم رهبري نه تنها راه امام است بلكه خامنهاي خود خميني است. از اين رو حتي به اعتراض افرادي از موسسه امام كه به القاء اين جريانات خطرناك به مستند پخش شده از سيماي جمهوري اسلامي تحت عنوان «شاخص» صورت ميگيرد؛ توجه و وقعي نميگذارند و متعجبانه در خصوص اصلي ترين انتقاد موسسه كه انتخاب گزينشي مطالب مستند شاخص است،از يكديگر ميپرسند پس صدا و سيماي طراز جمهوري اسلامي، انقلاب و امام به غير از اين راه كه خشنودي دوستداران واقعي امام و مردم را در پي داشت، بايستي چگونه با مطالب امام برخورد نمايند و چگونه از آرشيو عظيم ناگفته ها و گفتههاي امام بهره گيرند؟!/ ¡