يكسال از حماسه با شكوه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري گذشت. مناسب است براي تنوير افكار عمومي و عبرت گيري از حوادث يكسال گذشته اين اتفاقات واكاوي شود و به سؤالات و شبهاتي كه توسط بدخواهان در اذهان عمومي ايجاد شده پاسخ داده شود. اگر چه در اين سر مقاله كوتاه پاسخ به همه آنها ممكن نيست ولي به يك مورد از اين شبهات خواهيم پرداخت. از جمله سؤالاتي كه پاسخ آن را دو گروه سياسي متفاوت ارائه كرده اند اين است كه آيا كشور در شرايط بحراني قرار دارد و يا شرايط فتنه بر كشور حاكم است؟
گروهي كه خود عامل اصلي بوجود آورنده حوادث بودند و دليل آن هم شكست در اهداف خود در انتخابات مي باشد تلاش دارند شرايط كشور را بحراني نشان دهند و گاها از طريق تريبون هاي مختلف پيشنهاداتي براي رفع بحران مطرح مي كنند. اگر با دقت به پيشنهادات آنها براي برون رفت از بحران خود ساخته دقت شود همان نتايجي بدست مي آيد كه سعي داشتند از راه درگيريها و فشارهاي اجتماعي به آن برسند. گروه ديگر معتقد است باتوجه به تعاريف پذيرفته شده از واژه بحران و فتنه، به هيچ وجه كشور در شرايط بحران نبوده بلكه شرايط فتنه در كشور وجود دارد. براي روشن شدن اذهان عمومي هر دو واژه را تعريف مي نماييم.
تعريف بحران؛ بحران يعني شرايط كشور به گونه اي است كه نظام در آستانه فروپاشي قرار دارد و اگر اقدامي انقلابي صورت نگيرد، همه دستاوردهاي انقلاب و نظام با خطر جدي مواجه مي شود. در چنين شرايطي يا اين كه نظام قادر به پاسخگويي نيست و عملكرد ها و رفتارهاي آن غير قابل دفاع كرده يا اينكه اگر قابل دفاع است نظام آنقدر قوي نيست كه بتواند از عهده فشارها برآيد و عنقريب شكست خواهد خورد. در چنين وضعيتي مديريت فعلي نظام قادر به هدايت كشور در مسير صحيح نيست و هر لحظه اوضاع كشور را بدتر مي كند. در شرايط بحران نظام در افكار عمومي به هيچ وجه قابل دفاع نيست و در نهايت نظام از خطوط اصلي انقلاب فاصله گرفته و مشروعيت و مقبوليت خود را از دست داده است.
تعريف فتنه؛ يك سري پديده هاي اجتماعي سياسي است كه جامعه را دچار موج تلاطم نموده و در عين حال ، حالت حق به جانب و فريب كارانه داشته باشد يا به عبارت ديگر، فتنه ترفندي سياسي اجتماعي است كه از آميزش حق و باطل و پنهان نمودن باطل در پوسته حق با هدف اغفال و فريفتن مردم براي رسيدن به مقاصدي شوم طرح ريزي مي شود. در شرايط فتنه وضعيت كشور در حالت عادي خود، پيش مي رود ولي جرياناتي سعي در اختلال در مسير درست آن دارند و مايل هستند نظام به سمت فروپاشي برود. در اين شرايط عده اي سعي دارند اقدامات خارج از قانون انجام دهند. لذا نظم عادي جامعه توسط گروهي دچار اختلاف شده، براي برهم زدن آرامش مردم تلاش مي شود. با نگاهي به حوادث پس از انتخابات روشن است كه ويژگيهاي فتنه در اين حوادث وجود دارد. اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايند: فتنه ها آنگاه كه روي آورند باحق شباهت دارند و چون پشت كنند حقيقت چنان كه هست، نشان داده مي شود. فتنه ها چون ميآيند شناخته نمي شوند و چون مي گذرند مورد شناسايي قرار مي گيرند . فتنه ها چون گردبادها مي چرخند، از همه جا عبور مي كنند، در بعضي از شهرها حادثه مي آفرينند و از برخي شهرها مي گذرند ... (نهج البلاغه خطبه 93)
چه گروههايي در فتنه نقش داشتند؟
طبق اطلاعات و شواهد موجود گروههاي مختلفي در بوجود آوردن فتنه بعد ازانتخابات نقش داشتند:
الف: عاملان اصلي: عاملان اصلي دشمنان خارجي، يعني آمريكا و برخي كشورهاي اروپا بودند كه هم هزينه كردند و هم طراحي فتنه را كردند و هم مديريت انجام فتنه را به عهده داشتند.
ب: بازيگران داخلي و خارجي: متشكل از انقلابيون فرسوده، شكست خوردگان در انتخابات ،معاندين از جمله گروههاي منافقين، كوموله، پژاك و ..... جريانات و گروههاي سياسي مانند ملي مذهبي ها، نهضت آزاديها ، اصلاح طلبان و برخي شيوخ منطقه خليج فارس و.... و نيز نامزدهاي شكست خورده در انتخابات .
ج: بازي خورده ها: كساني كه ناآگاهانه و جاهلانه به تحريك بازيگران وارد صحنه درگيري خياباني شدند.
ريشه هاي فتنه: دو عامل اساسي را به عنوان ريشه هاي فتنه مي توان نام برد ؛ يكي خواهش هاي نفساني كه به هنگام طوفاني شدن حادثه ها آفرينند (نظير حب مقام ، ثروت اندوزي، قدرت طلبي، حسادت و...) و دوم نوآوري هاي غلط در حوزه فرهنگي و انديشه كه هماهنگي با قرآن و شريعت ندارند و مانند مار خوش خط وخالي هستند اما حاصل زهر جهالت و سقوط مي باشند مانند سكولاريسم، ليبراليسم، پلوراليسم، اومانيسم و....)
زمينه ها و بسترهاي فتنه:
1- ناآگاهي مردم ؛ معمولا فتنه گران از ناآگاهي و جهل مردم بهره برداري كرده و ميدان دار مي شوند.
2- غفلت از دشمني ؛ اگر ملتي وجود دشمن را توهم بداند و از نقشه هاي دشمن غافل باشد و خطري از جانب آنها احساس نكند نمي تواند با دشمن مقابله كند.
3- سطحي نگري؛ نگاه سطحي به حوادث و عدم ژرف نگري از زمينه هاي بروز فتنه است.
4- دور شدن از خط ولايت ؛ تاريخ اسلام شاهد اين واقعيت است كه وقتي مردم خود را از اهل بيت محروم كردند، در باتلاق حكومتهاي طاغوتي بني اميه و بني عباس افتادند.
راههاي مقابله با فتنه گران:
1- تذكرات روشنگرانه؛
2- افشاگري؛
3- برخورد قاطع و انقلابي؛
4- مقابله نظامي.
در نهايت بايد اذعان كرد امروز كشور در شرايط بحران قرار ندارد و بلکه نظام اسلامي مواجه با فتنه عميق مي باشد كه برون رفت از وضعيت فتنه فقط در سايه تبعيت كامل از ولايت امكان پذير مي باشد./ ¡