با توجه به شرايط بحراني و در حال سقوط رژيم صهيونيستي كه حمله نظاميان اين رژيم به كاروان آزادي برخلاف اهداف از پيش تعيين شده، اين وضعيت را تشديد كرده است، سران صهيونيستي با طراحي رزمنامه اي چند وجهي به دنبال آن هستند تا اولاً روند مذاكرات با طرف فلسطيني را در يك مسير از پيش تعيين شده قرار دهند و ثانياً در وراي اين شرايط، جهت ادامه سياست شهرك سازي در كرانه باختري و يهوديسازي هر چه بيشتر قدس، فرصتسازي كنند. بطوريكه از اين رهگذر بتوانند شرايط جديدي را خلق و به طرف فلسطيني تحميل كنند و سرنوشت مسايل حساس و نهايي همچون قدس، بازگشت آوارگان فلسطيني، تعيين مرزها و ... را خود پيشاپيش رقم بزنند.
بر اين اساس مقامات صهيونيستي براي پياده سازي طرح فوق، نياز به بازيگران خارجي در زمين صهيونيستي داشتند به همين منظور نقش جديدي را براي ايالات متحده، اتحاديه عرب و تشكيلات خودگردان پيشبيني كردند. از اين رو اين نوشتار تلاش دارد تا جهت تبيين اين رزمنامه صهيونيستي نقش ايالات متحده و اتحاديه عرب و تشكيلات خودگردان را در اين بازي صهيونيستي مورد بررسي قرار دهد.
كاخ سفيد و بازي هميشگي فرافکني
دولت صهيونيستي اوباما با سنگاندازي برسر راه برقراري آشتي ملي ميان گروههاي فلسطيني (جنبش فتح و حماس) و همچنين حمايت از روند غيرمستقيم در مذاكرات فلسطيني- صهيونيستي و فعال سازي محور دول عربي سازش كار در روند مذاكرات، همواره تلاش كرده تا با فرافكني در جريان مذاكرات براي ادامه سياستهاي شهركسازي در كرانه باختري براي رژيم صهيونيستي فرصتآفريني و فضاسازي كند. به طوريكه سفرهاي دورهاي جورج ميچل(نماينده ويژه اوباما در خاورميانه) به منطقه و چانهزنيهاي سياسي نمايشي وي با دول عربي سازش كار در اين راستا صورت گرفته است.
اما در شرايط كنوني كه رژيم صهيونيستي با حمله به كشتيهاي آزادي در تلاش است وضعيت جديدي را در منطقه بوجود آورد، كاخ سفيد هم در راستاي اهداف صهيونيستي ، با فعال سازي مجدد ديپلماسي خود در منطقه در تلاش است تا در يك حركت نمايشي با فشار بر رژيم صهيونيستي و اعلام كاهش محاصره غزه از سوي مقامات صهيونيستي، اولا افكار عمومي منطقه را فريب داده و آتش خشم جهان اسلام از ادامه روند محاصره غزه را فروكش نمايد و ثانيا با يك زيركي سياسي با جنجالسازي و متهم كردن حماس به عنوان چالش اصلي در روند آشتي ملي ، ضمن تحميل شروط مصري ها در توافقات آشتي ملي بر حماس، اين جنبش را در روند مذاكرات فلسطيني با طرف صهيونيستي در يك عمل انجام شده قرار دهد.
اين در حالي است كه تحليلگران امور خاورميانه سفر اخير ميچل به منطقه و ديدار با نخستوزير جنايتكار رژيم جعلي صهيونيستي، محمودعباس ،رئيس غيرقانوني تشكيلات خودگردان، رئيسجمهور و وزير امورخارجه مصر و پادشاه اردن را در همين راستا ارزيابي مي كنند.
از سويي ديگر براي عبور از مرحله فعلي و ثبت يك سند مرحله اي به نفع رژيم صهيونيستي در روند مذاكرات، نقش سوريه براي تشويق گروه هاي مقاومت فلسطيني براي پذيرش طرح آشتي مصر و دگرگون كردن معادله فلسطيني در غزه و يا تحت فشار قرار دادن آنها، از جايگاه ويژه اي برخوردار است.لذا براين اساس است كه اخيرا كاخ سفيد زوايه ديپلماسي خود را در سوريه فعال كرده است.
جهت گيري صهيونيستي اتحاديه عرب
با محور قرار گرفتن دولت تركيه به عنوان مهره خارجي در روند مذاكرات فلسطيني – صهيونيستي مقامات تل آويو تلاش كردند تا به نوعي دولت اردوغان را (كه متمايل به محور مقاومت بود) را از صحنه مذاكرات صلح فلسطين خارج كنند و مجدداً محور دول عربي سازش با نمايندگي اتحاديه عرب را وارد مذاكرات كنند. به طوريكه گفته ميشود حمله وحشيانه و از پيش تعيين شده رژيم صهيونيستي به كاروان آزادي و كشتار عمدي صلحطلبان ترك در همين راستا بوده است.
بر اين اساس سران صهيونيستي در يك بازي جديد با فعال سازي اتحاديه عرب در روند توافقات آشتي ملي گروههاي فلسطين، به دنبال آن هستند در وراي مانور سياسي اتحاديه عرب در اهتمام گروههاي فلسطيني به ادامه مذاكرات آشتي ملي، روند مذاكرات با طرفهاي فلسطيني را به نفع خود بچرخانند. به همين منظور، (عمرو موسي) دبير كل اتحاديه عرب با يك تأخير چهارساله از زمان محاصره ضد انساني رژيم صهيونيستي عليه غزه و تحتتأثير فضاي مثبت ايجاد شده در پي حمله نظاميان صهيونيست به كاروان آزادي، وارد غزه ميشود. اما آنچه در اين ميان حائز اهميت است، اين است كه موسي در راستاي بازي جديد صهيونيستي، طي اظهاراتي مسئله بازسازي نوار غزه و كاهش حجم محاصره! را به تحقق آشتي ملي منوط ميكند.
تحليلگران سياسي معتقدند كه اقدام «عمرو موسي» در مشروط كردن مسئله بازسازي نوار غزه بر تحقق آشتي ملي در چارچوب منفعل كردن شروط حماس در روند مذاكرات با رژيم صهيونيستي و اولويت دادن به مسائل حاشيهاي و حذف مسايل اساسي فلسطين(قدس، بازگشت آوارگان و ...) صورت گرفته است.
مهره صهيونيستي در توافقات آشتي ملي
رژيم صهيونيستي همواره تلاش كرده تا با تفرقهافكني و انشقاق سياسي در ميان گروههاي فلسطيني خصوصاً ميان جنبش فتح و حماس، روند مذاكرات صلح را در يك دايره بسته قرار دهد. به طوريكه با طراحي و اجراي يك برنامه منسجم بتواند با نفوذ در بدنه قدرت جنبش فتح، علاوه بر اينكه فتح را از يك جنبش جهادي به يك جريان سياسي و آن هم سازشكار تبديل مي كند، از طرفي اين جنبش را (فتح سياسي) به عنوان چالشي در روند توافقات آشتي ملي در مقابل حماس قرار داد.
در كنار اين مسئله مقامات صهيونيستي طرحهاي مختلفي را با بازيگري تشكيلات خودگردان (فتح سياسي) ترتيب دادهاند كه از سركوب مقاومت در كرانه باختري و بازداشت رهبران و اعضاي گروههاي مبارز فلسطيني تا فرافكني در توافقات آشتي ملي را در برميگيرد.
در شرايط كنوني هم سران صهيونيستي با پيشبيني نقشي جديد براي محمودعباس (رئيس غيرقانوني تشكيلات خودگردان) به دنبال آن هستند تا حماس را در جريان آشتي ملي درگير سازند و شروط اين جنبش را در روند مذاكرات با طرف صهيونيستي منفعل سازند.
بر اين اساس ابومازن(بعنوان يك مهره داخلي صهيونيستي) با سوءاستفاده از فضاي ايجاد شده به نفع باريكه غزه در پيحمله رژيم صهيونيستي به ناوگان آزادي با تظاهر به اهتمام گروههاي فلسطيني به آشتي ملي و همچنين با تبليغات سياسي منفي عليه حماس تلاش ميكند در صحنه سياسي فلسطين حماس را به مانع تراشي بر سر راه توافقات آشتي ملي متهم كند تا از اين رهگذر حماس را به امضاي طرح مصر در روند توافقات آشتي ملي بدون در نظر گرفتن ملاحظات خود وادار كند. و از طرفي صحنه سياسي فلسطين را براي ورود به مذاكرات با طرف صهيونيستي براساس شروط كميته چهارجانبه بين المللي آماده سازد.
هرچند كه نبايد فراموش كرد كه محمودعباس در ديدار اخير خود با اوباما با اعلام مخالفت با لغو محاصره غزه از راه دريايي تصريح ميكند كه لغو محاصره غزه و كاهش درد و رنج ساكنان غزه ميتواند باعث تقويت جنبش حماس شود و ما نبايد اجازه وقوع اين حادثه را در مرحله كنوني بدهيم.