سه شنبه   16 / شهريور / 1389

 
بازگشت  نسخه چاپي 1389/04/23 مشاهده شده :  299
 


جلوگيري از اظهار نظرهاي غير منصفانه به سود حاصل شدن وحدت / حمزه عالمي


رهبر معظم انقلاب اسلامي طي بياناتي در ديدار اساتيد بسيجي(2/4/89) به نکات مهمي در مورد شرايط کنوني نظام اسلامي و وظيفه نخبگان بسيجي و ساير اقشار در اين زمان اشاره کردند. يکي از نکات مهم معظم له، آنجاست که مي فرمايند: « بنده مخالفم با سخني و حركتي و نوشتاري كه - حتي اگر با انگيزه ‌درست و با انگيزه‌ صادقانه است - موجب شقاق و شكاف ميشود؛ بنده موافق نيستم. اگر كسي نظر من را مي خواهد بداند، نظر من اين است كه عرض كردم. ما بايستي انسجام را ايجاد كنيم. ما بايستي تلائم را در مجموعه‌ي اين ظرفيت عظيم به وجود بياوريم. اصول روشن است؛ جهت روشن است. هر كي در اين جهت با اين مباني دارد حركت مي كند، جزو مجموعه است. اين را توجه داشته باشيد.»

به نظر مي رسد اين بيان رهبري معظم در مورد رواج انتقادات تند و راديکال درباره افراد و شخصيت هاي سياسي که جزء مجموعه نظام محسوب مي شوند، باشد. ادامه بيانات رهبري اين فرض را تقويت مي کند. ايشان مي فرمايند: « من بارها گفته‌ام: ظلم نكنيم. اين هم يكي از آن اساسي‌ترين كارهاست. ظلم چيز بدي و چيز خطرناكي است. ظلم فقط اين نيست كه آدم توي خيابان به يكي كشيده بزند. گاهي يك كلمه‌ي نابجا عليه يك كسي كه مستحقش نيست، يك نوشته‌ي نابجا، يك حركت نابجا، ظلم محسوب مي شود. زيادتر نگوئيد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل باشيم. اينها آن وظائف ماست. اينجور نيست كه ما چون مجاهديم، چون مبارزيم، چون انقلابي هستيم، بنابراين هر كسي كه از ما يك ذره - به خيال ما و با تشخيص ما - كمتر است، حق داريم كه درباره‌اش هر چي كه ميتوانيم بگوئيم؛ نه، اينجوري نيست. بله، ايمانها يكسان نيست، حدود يكسان نيست و بعضي بالاتر از بعضي ديگر هستند. خدا هم اين را مي داند و ممكن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لكن در مقام تعامل و در مقام زندگي جمعي، بايد اين اتحاد و اين انسجام حفظ بشود و اين تمايزها كم بشود.»

پيرامون اين توصيه معظم له دو نکته مهم وجود دارد:

1- مخالفت رهبري با ادبيات و موضعگيري هاي غير منصفانه

توضيح اينکه در ديدگاه مقام معظم رهبري نوع ادبيات به کارگرفته شده براي انعکاس مواضع افراد و شخصيت هاي سياسي و يا اعلام نظر پيرامون آنها نقش تعيين کننده اي در عرصه سياسي کشور دارد. به کارگيري ادبيات غيرمنصفانه و رواج بي بندوباري در گفتار مي تواند آثار سياسي اجتماعي مخربي داشته باشد. از همين رو معظم له چند سال پيش نسبت به گسترش اين خطر هشدار جدي داده و فرمودند:

«فضاي تبليغاتي كشور، فضاي مطبوعاتي كشور، فضاي تبليغات سياسي كشور به هيچ وجه فضاي خرسندكننده‏اي نيست. ما بايستي از اسلام براي عمل خودمان، براي رفتارهاي خودمان، براي موضعگيري‏هاي خودمان درس بگيريم و بدانيم بقاي نظام اسلامي، بركات الهي، تفضلات و رحمت الهي تا وقتي است كه ما پايبند و مقيد باشيم. وقتي رحمت الهي براي ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاي بي بند و باري در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كي‏ به خاطر اغراض، اينها چيزهائي نيست كه خداي متعال از اينها به‏آساني بگذرد. بعضي از ظلم ها، بعضي از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را مي گيرد؛ بر اثر رفتار يك عده‏اي كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم ميكنند. بايد مراقب اين چيزها بود.» (15/8/87)

معظم له تاکنون چند مرتبه ديگر نسبت به ترويج ادبيات غير منصفانه در فضاي سياسي کشور هشدار داده و از همه افراد خواسته اند که در اظهار نظرهاي خود تقوا را رعايت کنند. با اين وجود بسياري از افراد و جريانات سياسي به ويژه جريان اصلاح طلب اين مهم را ناديده گرفته و در انتقاد از دولت احمدي نژاد تا آنجا به سياه نمايي روي آوردند که حتي از اهانت مستقيم به رئيس جمهور هم دريغ نکردند. با شدت گرفتن اين رويه در زمان نزديک به انتخابات براي تخريب احمدي نژاد و شکست او در انتخابات، حتي سياه نمايي عليه نهادهاي نظام و زير سئوال بردن شوراي نگهبان و روند قانوني برگزاري انتخابات نيز در دستور کار قرار گرفت.

دنبال کردن اين ادبيات توسط رسانه هاي وابسته به اصلاح طلب سبب ايجاد احساسات بسيار منفي نسبت به وضع موجود در هوادران اين جريان در انتخابات شده و انگيزه هاي شکستن و عبور از وضعيت موجود را سبب شد. آشوبگريهاي بعد از انتخابات ارتباط مستقيمي با بي بندوباري در گفتار مطبوعات جناح دوم خردادي دارد. حداقل نتيجه اين بي بندوباري در گفتار ايجاد شبهه و دامن زدن به آميختگي حق و باطل(فتنه) است. به اين ترتيب اظهارنظرهاي غير منصفانه نه تنها وحدت و انسجام ملي را از بين مي برد؛ بلکه منجر به ايجاد هيجانات منفي عليه نظام و در مرحله بعد واکنش هاي خشونت آميز مي شود.

اين در حالي است که مقام معظم رهبري در بيانات اخيرشان مخالفت خود را حتي با اظهار نظرهايي که با انگيزه درست انجام مي شود؛ اما باعث ايجاد شکاف در ميان نيروهاي نظام مي گردد، اعلام کردند. با توجه به اين رهنمود اخير معظم له و نيز توجه به آثار سوء اظهارات غير منصفانه و بي بندوباري در گفتار مطبوعات، مي توان گفت که پرهيز از اين انتقادات راديکال حتي با انگيزه درست، به سود ايجاد وحدت وانسجام دغدغه مهم رهبري در حال حاضر است.

2- معناي درست وحدت مورد نظر رهبري

اما نکته اساسي در اين ميان اينکه در حال حاضر توصيه به وحدت از سوي طيف ها و شخصيت هاي سياسي مختلف با انگيزه هاي متفاوتي مطرح مي شود. حتي برخي خواص با طرح اين مسئله به دنبال وارد کردن دوباره ساختار شکنان و قانون شکنان بعد از انتخابات به جرگه نيروهاي نظام هستند. در اين شرايط سئوال اساسي اين است که وحدت و انسجام مورد نظر رهبري با چه کساني بايد ايجاد شود.

براي پاسخ به اين سئوال مي توان با نظر به فرمايشات مقام معظم رهبري، افراد و نخبگان سياسي را بر اساس موضع خود نسبت به نظام جمهوري اسلامي به سه گروه تقسيم کرد و آنگاه به طرح موضوع وحدت و چگونگي موضع گيري در مقابل افراد و نخبگان سياسي پرداخت:

 گروه اول که مباني نظام را قبول دارند و نظرات خود را در درون اين مباني و براي اصلاح بهتر امور و افزايش اقتدار نظام مطرح مي کنند. مباني و اصول نظام جمهوري اسلامي در اين بيان مقام معظم رهبري به روشني ذکر شده است:

«اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسي است؛ رهنمودهاي امام است؛ وصيت‏نامه‏ي امام است؛ سياستهاي كلي نظام است كه در قانون اساسي معين شده است كه اين سياستهاي كلي بايست تدوين بشود. در اين چهارچوب، اختلاف نظر، اختلاف ممشا، اختلاف سليقه عيب نيست، كه حسن است؛ مضر نيست، كه مفيد و نافع است. اين يك مطلب است كه در ميدان معارضات اينچنيني، نظام با هيچ كس برخورد نمي كند.»(خطبه هاي نماز جمعه تهران 20/6/88)

 گروه دوم که اساسا مباني نظام را قبول ندارند و به اصطلاح دگرانديش خوانده مي شوند. اين عده با اينکه معتقد به نظام اسلامي نيستند؛ اما با نظام هم معارضه نمي کنند و به دنبال سازماندهي جريان فکري يا سياسي عليه نظام نيستند. مقام معظم رهبري در مورد اين افراد مي فرمايند: « البته كسي عقيده‏اي مخالف داشته باشد، كاري به كار نظام نداشته باشد، نظام با او كاري ندارد. بعضي رائج كرده‏اند: «دگرانديشان». نظام با دگرانديشان چگونه رفتار ميكند؟ نظام با دگرانديشان كاري ندارد. آنجائي كه افراد در چهارچوب اصول رفتار كنند، دنبال خشونت نروند، درصدد بر هم زدن امنيت جامعه نباشند، آسايش جامعه را نخواهند به هم بزنند - از اين كارهاي خلافي كه انجام ميگيرد؛ دروغ‏پراكني و شايعه - نظام هيچگونه مسئله‏اي ندارد. مخالفيني هستند، نظراتي دارند، نظرات خودشان را بيان مي كنند؛ نظام برخورد نمي كند. بناي نظام در اينجا، جذب حداكثري و دفع حداقلي است.» (همان)

اما گروه سوم علاوه بر اينکه مباني نظام را قبول ندارند، به دنبال مقابله با نظام هستند و با استفاده از روشهاي خشونت آميز، ايجاد شايعه و اتهام عليه نظام و در مجموع با اقدام عملي به دنبال معارضه با نظام اسلامي مي باشند. رهبر معظم انقلاب در مورد اين افراد مي فرمايند: « اگر كسي با مباني نظام معارضه كند، با امنيت مردم مخالفت كند، نظام مجبور است در مقابل او بايستد.ما درباره‏ افرادي كه به آنها اهانت مي شود، تهمت زده مي شود، مي گوئيم اينها حق دفاع دارند؛ خوب، نظام هم همين جور است؛ نظام هم حق دفاع از خودش را دارد. بنابراين برخورد با نظام، برخورد با مباني نظام، ايستادگي و شمشير كشيدن روي نظام، جواب تند دارد؛ اما نظر مخالف داشتن، نظر متفاوت داشتن، آن وقتي كه با اين اشكالات همراه نباشد، تهمت و شايعه‏افكني و دروغ  و از اين چيزها نباشد، نه، نظام هيچگونه برخوردي نخواهد كرد. شيوه‏ي نظام اين نبوده، امروز هم نيست و ان‏شاءاللَّه در آينده هم نخواهد بود.» (همان)

بر اين اساس معناي وحدت مورد نظر رهبر معظم انقلاب عبارت است از اينکه:

1/2- وحدت با نيروهايي که مباني نظام را قبول دارند يک ضرورت اساسی در حال حاضر است. براي حاصل شدن وحدت بايد اختلاف سلايق موجود در ميان اين نيروها به گونه اي مطرح شود که منجر به بي بندوباري در گفتار، سياه نمايي و انتقادات غير منصفانه نگردد. ترويج شبهه و طرح سئوالات بي پايه اين نيروها و مطبوعات وابسته به آنها عليه يکديگر مي تواند به اختلافات عميق منجر شده و سبب ايجاد بدگماني در افکار عمومي شود.

2/2- با توجه به بيان رهبري مبني براينکه سياست نظام در مورد جريان دگرانديش، جذب حداکثري و دفع حداقلي است، وجود ادبيات غيرمنصفانه نه تنها اين سياست را عملي نمي کند؛ بلکه موجب ريزش نيروها نيز مي شود. راه صحيح، نقد عالمانه افکار اين گروه و افزايش توان علمي نيروهاي انقلابي به ويژه در حوزه علوم انساني است. نيروهاي انقلابي با توسل به اعتماد به نفس انقلابي خود مي توانند آراء انديشمندان غربي را که جريان دگرانديش براي خود وحي منزل مي داند، بر مبناي انديشه هاي متعالي اسلام به چالش کشيده و نارسائيهاي تفکرات غربي را نمايان سازد؛ همانند نارسائيهاي تفکر غرب در مورد زنان که در شماره قبل بر اساس انديشه هاي مقام معظم رهبري تبيين شد. ادامه اين مسير به جذب حداکثري سايرين مي انجامد.

3/2- افرادي که بعد از انتخابات به قانون شکني و ساختارشکني روي آوردند و راه معارضه با نظام را در پيش گرفتند در گروه سوم قرار مي گيرند و اساسا جزء مجموعه نظام محسوب نمي شوند تا بحث وحدت را با آنها طرح کرد؛ چرا که رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان (6/12/88) نظام اسلامي را کشتي نجات خواندند و فرمودند: «افرادي که حاضر نيستند قانون و رأي اکثريت را قبول کنند و نقطه قوتي همچون انتخابات افتخارآفرين چهل ميليوني را تبديل به نقطه ضعف مي کنند عملاً خود را از اين کشتي نجات خارج مي کنند و صلاحيت حضور در چارچوب نظام اسلامي را از دست مي دهند که از دست داده اند.»

درباره اين افراد هم ضمن بيان مستند و منطقي اقدامات خلاف آنها و روشنگري مردم نسبت به زاويه داشتن اين گروه با نظام اسلامي، نبايد گرفتار بيماري بي بندوباري در گفتار شد. در شرايطي که اين جريان جايگاه اجتماعي و سياسي خود را از دست داده است، منتظر بهانه است تا از هر فرصتي براي بازيابي خود استفاده کند.

در مجموع بايد توجه داشت که در نظام جمهوري اسلامي، اخلاق اسلامي محور اصلي فعاليت در عرصه سياسي را تشکيل مي دهد. در حاليکه برخي اعلام مواضع به ويژه چگونگي بازتاب سخنان افراد در مطبوعات با اين مسئله فاصله دارد. حتي سياست عقلاني هم بايد در چارچوب عقل خدامحور باشد. مقام معظم رهبري در اوج سياسي کاريهاي برخي خواص در حوادث بعد از انتخابات فرمودند: « عقل، اين سياسي‏بازي‏ها و سياسي‏كاري‏هاي متعارف نيست؛ اينها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان»؛عقل اين است كه انسان را به راه راست هدايت مي كند. اشتباه مي كنند آن كساني كه خيال مي كنند با سياسي‏كاري، عقلائي عمل مي كنند؛ نه، عقل آن چيزي است كه راه عبادت خدا را هموار مي كند.»(29/4/88)

 نظر شما درباره اين خبر:
 
پر کردن موارد ستاره دار ضروری می باشد
* نام و نام خانوادگی:  
پست الکترونیک:  

*شرح (ماكزيمم 150 كاراكتر) :